تبليغاتX
فضولی در کار بزرگان

فضولی در کار بزرگان

سکان خبرگزاري دولت در دست آنکه " احمدی نژاد را دروغگو خواند"

علی اکبر جوانفکر در یک اقدام سوال برانگیز پسرخاله خود، "غلامحسین اسلامی فرد" را به عنوان قائم مقام مدیرعامل در حوزه خبر منصوب کرد.

به گزارش صراط کسانی‌که "اسلامی فرد" را می شناختند و سوابق تاریک او در حوزه رسانه را می دانستند هم‌اکنون از این انتصاب شوکه شده‌اند. این گزارش بنا دارد پرده نفاق را از چهره کریه نفوذیها در دولت دهم کنار زند.

غلامحسین اسلامی فرد در شرایطی از سوی علی اکبر جوانفکر به عنوان قائم مقام مدیرعامل ایرنا در حوزه خبر منصوب شده است که به گواهی اسناد غیرقابل انکار، همین فرد در شهریور 81 و در اوج ترکتازی های ضدانقلابیون لانه کرده در دولت خاتمی، با حکم عبدالله ناصری عضو ارشد سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب به عنوان "قائم مقام مدیرعامل و معاون کل اخبار ایرنا" منصوب شده بود!
(سوابق عضویت عبدالله ناصری در شورای مرکزی مجاهدین)

اسلامی فرد همزمان با انتصاب در این پست به خوش رقصی برای هواداران بی شرم آمریکا در ایران پرداخت. وی گماشته کسی بود که بارها از تئوریسینهای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی همچون بهزاد نبوی (سرکرده باند نامشروع مجاهدین که شدیدا مورد حمایت سرویسهای اطلاعاتی غرب است) و دیگر اعضای ارشد همین سازمان برای سخنرانی در گردهمایی مدیران حوزه خبر ایرنا به عنوان سخنران و ایدئولوگ ایرنای عهد خاتمی دعوت به عمل می آورد.
 
اسلامی فرد در شرایطی از سوی یکی از اعضای شورای مرکزی مجاهدین، به عنوان معاون خبری ایرنا منصوب شده بود که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه ای ضمن "نامشروع" خواندن این سازمان حامی منافع صهیونیستها در ایران، از عموم متدینین خواسته بود "از هرگونه همکاری با این سازمان" بپرهیزند. 

از جمله اقدامات ضدانقلابی اسلامی فرد در دوران همکاریش با عبدالله ناصری ، دعوت از سلطنت طلبان برای حضور در ایرنا بود. اسلامی فرد همزمان با تبلیغات وسیع غرب برای برنده جایزه صهیونیستی نوبل تلاش کرد تا با حضور شیرین عبادی، در ایرنا برای وی مشروعیت دولتی ایجاد کرده و با انتشار چندین گزارش خبری و تصویری ویژه ، این عامل رسمی سرویسهای جاسوسی غرب را در سطح خبرگزاری ملی ایران مطرح نماید. گفتنی است شیرین عبادی همان کسی است که 33 سال پیش در بهمن 56 طی سخنانی که بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت آمادگی خود را برای جانبازی در راه سلطنت پهلوی اعلام کرده بود.

خوش رقصی های اسلامی فرد به اینجا هم ختم نشد. وی برای آنکه مراتب ارادت خود را به عبدالله ناصری و سازمان نامشروع مجاهدین اثبات نماید در آستانه نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، نظرسازی اداره پژوهش تحت مدیریت خود را به عنوان نظرسنجی ایرنا منتشر کرد و در آن نظرسازی سرتاپا کذب، مصطفی معین کاندیدای سازمان مجاهدین و حزب مشارکت را نفر اول و اکبر هاشمی رفسنجانی دیگر کاندیدای شکست خورده اصلاح طلبان را به عنوان نفر دوم معرفی کرد!
این در حالی است که در نظرسازی عوامل اسلامی فرد ، محمود احمدی نژاد به عنوان نفر آخر انتخابات ریاست جمهوری نهم معرفی شده بود!!!
اسلامی فرد بعد از استعفای عبدالله ناصری در تیر 84 ، به دلیل آنکه مهره مورد وثوق دولت خاتمی و جریان اصلاحات آمریکایی بود، با حکم احمد مسجد جامعی وزیر ارشاد دولت خاتمی به عنوان سرپرست ایرنا منصوب شد، تا پشت پرده روابط گسترده وی با جریان سیاسی‌ای که شدیدا مورد حمایت سیا و موساد بود هرچه عیان تر شود.

پس از روی کارآمدن دولت نهم و انتصاب احمد خادم الملّه به عنوان مدیرعامل ایرنا، یک بار دیگر ستاره بخت غلامحسین اسلامی فرد درخشیدن گرفت و به دلیل ارتباطات پس پرده وی با خادم المله ، در کمال ناباوری دوباره به عنوان قائم مقام مدیرعامل و معاون خبر ایرنا منصوب شد!
 
خادم المله اما در اقدامی عجیب تر ، غلامحسین اسلامی فرد را به عنوان مدیرعامل موسسه مطبوعاتی ایران و مدیرمسئول روزنامه ایران منصوب کرد . انتصابی که به دلیل وابستگی آشکار اسلامی فرد به جریان اصلاحات ، عاقبت خوشی را برای تیم "خاج" ( خادم المله، اسلامی فرد و جوانفکر ) رقم نزد.

اسلامی فرد بلافاصله پس از این انتصاب ، جایگاه نامشروع تیم اصلاح طلبان حاکم در روزنامه دولتی ایران را تثبیت کرد. تا آنجا که مانا نیستانی از کاریکاتوریستهای روزنامه های زنجیره ای را به کار گرفت که کاریکاتور موهن وی علیه هموطنان آذری زبانمان ، نهایتا باعث تعطیلی روزنامه ایران و برکناری خادم المله و اسلامی فرد شد.

پس از تعطیلی روزنامه ایران در سال 85 ، دکتر محمود احمدی نژاد در جریان سفر به مقر سازمان ملل، در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در پاسخ به این انتقاد که «شما در حالی برای آزادی مردم فلسطین دلسوزی می‌كنید كه در ایران آزادی‌ها نقض می‌شود. روزنامه‌های زیادی طی سالهای اخیر بسته شده و سانسور شدید اعمال می‌شود. محققین زندانی شده‌اند و شیرین عبادی كه برنده جایزه نوبل است موسسه‌اش بسته شده است»، اعلام کرد: برای اينكه بدانيد در كشور ما قانون حاكم است، بدانيد كه سه ماه قبل تنها روزنامه متعلق به دولت به دليل تخلفی كه كرد و شكايتی كه عليه آن شد محاكمه شد و هنوز تعطيل است.

غلامحسین اسلامی فرد بلافاصله پس از اظهارات دکتر احمدی نژاد ، تلویحا رییس جمهور را دروغگو خطاب کرد و اظهارات احمدی نژاد را بهره برداری سیاسی از ماجرای تعطیلی روزنامه ایران دانست.به گزارش سایت آفتاب نیوز در همین رابطه توجه کنید:

توقیف روزنامه «ایران» و مانور احمدی نژاد
آفتاب: سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۵ -
توقیف چند ماهه روزنامه «ایران» در کنار همه حاشیه‌هایی که داشت و اختلافاتی که میان احمد خادم‌المله مدیر عامل سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی با حسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل داد و در نهایت به استعفای خادم المله انجامید، دستاورد دیگری هم برای احمدی نژاد و دولتش به همراه داشت. یک دستاورد تبلیغاتی!
ماجرا از این قرار است که احمدی نژاد در جریان سفر اخیر خود به آمریکا، در پاسخ به خبرنگاران و نیز کارشناسان این کشور درباره محدودیت آزادی بیان در ایران توقیف چند ماهه روزنامه «ایران» (بعنوان روزنامه رسمی دولت) را مستمسک پاسخ به انتقادات قرار داد و البته از توضیح درباره توقیف روزنامه «شرق» و نشریاتی چون «نامه» بعنوان رسانه های اصلی جریانهای منتقد دولت خودداری کرد.
در مهمترین نمونه، احمدی نژاد در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در پاسخ به این انتقاد که «شما در حالی برای آزادی مردم فلسطین دلسوزی می‌كنید كه در ایران آزادی‌ها نقض می‌شود. روزنامه‌های زیادی طی سالهای اخیر بسته شده و سانسور شدید اعمال می‌شود. محققین زندانی شده‌اند و شیرین عبادی كه برنده جایزه نوبل است موسسه‌اش بسته شده است»، گفت: برای اينكه بدانيد در كشور ما قانون حاكم است، بدانيد كه سه ماه قبل تنها روزنامه متعلق به دولت به دليل تخلفی كه كرد و شكايتی كه عليه آن شد محاكمه شد و هنوز تعطيل است.
چنین اظهاراتی از سوی احمدی نژاد، واکنش غلامحسین اسلامی فرد مدیر مسوول سابق روزنامه «ایران» (منصوب خادم المله) را برانگیخت. وی در اظهاراتی گفته است: «مثل اینكه توقیف روزنامه ایران تنها برای رییس جمهوری این فایده را داشته است تا در خارج از كشور روی آن به عنوان توقیف روزنامه دولت مانور بدهد».
وی افزوده است: احمدی‌نژاد در نیویورك در باره توقیف این روزنامه به گونه‌ای سخن گفته كه انگار از این ماجرا كاملا بی اطلاع است. احمدی نژاد در نیویورك به خبرنگاران گفته است كه دولت یك روزنامه داشت و قوه قضاییه جلوی انتشار این یك روزنامه را هم گرفت در حالی كه همه می‌دانند این روزنامه را دولت توقیف كرده است(!)
مدیر مسوول سابق روزنامه «ایران» اضافه كرده است: دادگاه حكم لغو توقیف روزنامه ایران را در همان روزهای اول صادر كرد و رونوشت این حكم را نیز برای ایرنا و روزنامه ایران ارسال كرد، اما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و هیات نظارت بر مطبوعات به عنوان نماینده دولت جلوی انتشار مجدد روزنامه را گرفتند."
(نشانی اینترنتی : http://http://www.aftabnews.ir/vdccpeqp.2bqse8laa2.html )

اتصال غلامحسین اسلامی فرد به تیم مجاهدین انقلاب آنچنان آشکار است که سیامک قادری ، مشاور رسانه ای عبدالله ناصری در دوران مدیریت وی در ایرنا و مدیر وبلاگ ضدانقلابی "ایرنای ما" در یادداشتی به تمجید از اسلامی فرد پرداخت و نوشت:" آقای اسلامی فرد ، فردی است حرفه ای و کاملا باسواد در حوزه کار .امروز تیم تخریب چی در ایرنا از اسلامی فرد بیشتر می ترسند. بنابر این تمام تلاش خود را برای زدن ایشان به کار می برند. بنده فکر می کنم باید ایشان را تقویت کرد و دقیقا مراقب رفتارهای تیم تخریب بود. اندکی سستی باز این عده را بر سرنوشت ما حاکم می کند. باید برخورد با این عده سریع و قاطع باشد ."
(نشانی اینترنتی : http://http://ourirna4.blogsky.com/Comments.bs?PostID=1 )
 
منبع: صراط

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 18:15  توسط رضا عبدالله  | 

درگیری در شرکت «سایپا» به خاطر اقدام غیرقانونی مدیرعامل + سند

خبرنگار «تابناک» گزارش داد: مهندس پوستین‌دوز، مدیرعامل گروه سایپا دیروز در حکمی، مهندس غفاری را جانشین مهندس زرگر، عضو موظف هیأت مدیره شرکت سازه گستر سایپا کرد و به دبنال آن، با توجه به اینکه هیأت مدیره سایپا پیشتر مصوب کرده بود که احکام اعضای هیأت مدیره و مدیران عامل شرکت‌های زیرمجموعه سایپا باید با تأیید هیأت مدیره گروه سایپا باشد؛ این انتصاب به درگیری و حضور نیروهای انتظامی انجامید.

بنا بر این گزارش، فیروز بخت، مدیرعامل سازه گستر سایپا، تغییر عضو هیأت مدیره این شرکت بدون تصویب هیأت مدیره گروه را غیر قانونی دانست و از برگزاری مراسم تودیع و معارفه خودداری کرد. به همبن دلیل، مدیر حراست گروه سایپا به همراه شماری از نیروهای حراستی برای اجرای دستور پوستین دوز به شرکت سازه گستر رفته که به رغم حکم عزل زرگر، این بار حکم عزل خود فیروز بخت را نیز ابلاغ کنند!

در همین حال، این حضور نیروهای حراستی گروه سایپا و خودداری فیروز بخت، موجب درگیری و حضور نیروهای انتظامی و جنجال در محل شرکت سایپا شد.

در سند زیر که حکایت از مصوبه هیأت مدیره سایپا، مبنی بر نحوه عزل و نصب مدیر عامل و هیأت مدیره سازه گستر سایپاست، خود مهندس پوستین‌دوز نیز مصوبه را امضا کرده است و با توجه به مصوبه زیر، هرگونه تغییر و عزل و نصب باید با تأیید هیأت مدیره صورت گیرد، نه توسط مدیر عامل.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 16:24  توسط رضا عبدالله  | 

حقایقی درباره هدیه تهرانی

                                                هدیه تهرانی

بالاخره بین سینمای ایران و هدیه تهرانی آشتی برقرار شد . حالا خانم تهرانی پس از چهار سال با فیلم " هفت دقیقه تا پاییز " قرار است در جشنواره حضور داشته باشد. پس از سالها نیز فیلم " شبانه " کیوان علی محمدی و امید بنکدار با بازی او درسینماها اکران شده است .بدنیست بدانید که كيوان عليمحمدي يكي از كارگردانهاي فيلم "شبانه"درزمان نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر چهارسال پیش گفته بود : هر حال شبانه ساخته شد اما هديه تهراني فرشته نجات ما بود كه باعث شد كار ما به نتيجه برسد و اگر او نبود همه زحمات بر باد رفته بود.هدیه تهرانی پس از چهار سال با فیلم هفت دقیقه تا پاییز در جشنواره فیلم فجر امسال حضور دارد .بازیگری که دراین سالها اگرچه اصلا مصاحبه ای نکرده ولی همچنان در مطبوعات خبر ساز و پرخبر است


بازیگری که هیچ وقت پی گیر بازیگری نبود
آنطور که خودش در مصاحبه ای گفته :هیچ وقت به صورت جدی و عاشقانه پی گیر بازیگری نبوده است ولی به هرحال برایش جذابیت داشته است .جذابیتی که دنیای نمایش به هرشکلش برای همه دارد .پدر هدیه تهرانی به گفته خودش خیلی فیلم می دیده وهمیشه اورا هم با خودش به سینما می برده است .در ضمن پدرش جسته گریخته کار تئاتر هم می کرده است .جالب است بدانید مادربزرگ او در سی سالگی دریک فیلم هم بازی کرده است .
اولین بار که قرار بود بازیگری را شروع کرده و بازی درسلطان را قبول کند با پدرش مشورت می کند ودر مجموع پدرش نه خیلی موافق بود ونه خیلی مخالف و مثل همیشه تصمیم نهایی را به خودش واگذار می کند .
تهرانی درباره حضور در سینما در گفت وگویی گفته است :خیلی برایم پیش می آمد که دست اندرکاران سینما برای بازی در فیلمی دعوتم می کردند .چند تا از آشناها وبستگان ما مثل ناصر تقوایی واکبر عالمی هم گاهی چنین پیشنهادهایی می کردند و این قضیه چندان برایم نا آشنا نبود .

چای تلخ تقوایی
اولین بار که به طور جدی به بازی دریک فیلم فکر کردم بیست سالم بودو آقای تقوایی قرار بود چای تلخ را بسازد اما فیلم به سرانجام نرسید .این درست موقعی بود که قصدداشتم به آلمان بروم ودررشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهم .

زمانی برای دوست نداشتن سینمای ایران
اما می گذرد و یک روز در یک فروشگاه محمد رضا شریفی نیا وآزیتا حاجیان از هدیه تهرانی می پرسند به بازیگری علاقه دارد واو در جواب می گوید نه .چون در آن زمان سینمای ایران را زیاد دوست نداشت و بازیگری هم طبعا جذابیت چندانی برایش نداشت . اما بالاخره با پی گیری شریفی نیا وحاجیان او برای فیلم روز واقعه به دفتر هدایت فیلم دعوت می شود.نقش کوتاه راحله را که به او پیشنهاد داده بودند از نظر خودش نقش خیلی کوتاهی بود که کار خاصی غیر از گفتن چند تا بله وخیر نمی کند و بیشتر یک تیپ ساده است تا شخصیت و به همین خاطر جواب منفی می دهد .او به گفته خودش می دانست که قدم گذاشتن دراین دنیا ممکن است تمام زندگی اش را تحت الشعاع قرار دهد پس اولین نقش باید ارزش این ریسک را می داشت .

هدیه در اغما
هدیه تهرانی پس از این ماجرا قصد سفر به آلمان را دارد که پیش ازاین سفر تصادف شدیدی می کند وبه اغما می رود و حدود ششماه در بیمارستان بستری می شود .

سه هدیه روی یک نیمکت
بعد ماجرای دعوت مهرجویی از او برای فیلم جدیدش به وجود می آید .ماجرابه گفته هدیه تهرانی ازاین قرار بوده که آناهیتا همتی که با هدیه تهرانی در شهرک اکباتان همکلاس بوده برای تست بازیگری به دفتر مهرجویی می رود وقتی متوجه می شوند او متعلق به شهرک اکباتان است از او می پرسند که آیا دراین شهرک دختری به اسم هدیه را می شناسد و او می گوید که سه نفر را بااسم هدیه می شناسد .در واقع این سه نفر که یکی از آنها هدیه تهرانی بود در مدرسه پشت یک میز می نشستند.

نه به مهرجویی!
خلاصه هدیه تهرانی برای فیلم لیلا دعوت می شود ولی چون به گفته خودش قصه فیلم را دوست نداشته است آن راقبول نمی کند .
او درباره رد کردن فیلم مهرجویی بعدها در مصاحبه ای می گوید :البته آن موقع عقلم نمی رسید و شاید به خاطر اسم واعتبار آقای مهرجویی باید قبول می کردم .اما این مضمون که مردی می خواهد زن بگیرد چون همسرش نازاست برای قابل هضم نبود.

بودن یا نبودن یا زیرآب زدن؟!
بعد از این برای فیلم بودن یا نبودن کیانوش عیاری دعوت می شود و کیانوش عیاری قصه را برای او تعریف کرده وتهرانی از قصه خوشش می آید ومی پذیرد .کم کم قرار ها جدی تر می شود و او شروع می کند به تمرین وتحقیق و صحبت با بیماران قلبی .تهرانی درباره منتفی شدن بازی اش دراین فیلم گفته :این پروسه تمرین وتحقیق دو سال طول کشید و من هم چون با فضا و شرایط سینمای ایران آشنایی نداشتم تا بدانم دوستان چه قدر به هم لطف دارند و چه طور زیر آب هم را می زنند! مدام می شنیدم که این فیلم پروانه ساخت ندارد و به مرحله تولید نمی رسد و حتی یکی از دوستان نزدیکم از آقای عیاری شنیده بود که ساخت این فیلم منتفی شده . در حالی که همه اینها شایعه بود و من هم ازاین ماجراها دلخور بودم که چرا آقای عیاری مرا درجریان نگذاشته اند.

سلطان کیمیایی وعلاقه مندی به چیزهای قدیمی
بعد قرار می شود که در فیلمی از مسعود کیمیایی با فیلمنامه ای با عنوان سیب سرخ هوا بازی کند که ساخت این فیلم توسط کیمیایی منتفی می شود وسعید اسدی آن را می سازد که خانم تهرانی نیز طبعا در آن حضور پیدا نمی کند .پس از آن دومرتبه کیمیایی با او تماس گرفته ومی گوید می خواهد که یک کار خیابانی بیست روزه را کار کند که ممکن است خوب از کار دربیاید و احتمال دارد خوب از کار درنیاید .خلاصه قرار می شود که درفیلم سلطان کیمیایی بازی کند .
او درباره بازی درسلطان گفته : نام کیمیایی برایم مهم نبود چون اگر اینجور بود باید درفیلم مهرجویی بازی می کردم .راستش یک دلیلی که درفیلم سلطان بازی کردم این بود که من خیلی به مسائل قدیمی علاقه دارم .بناهای معماری گذشته و مبلمان واشیا قدیمی و کلا مخالف از بین رفتن این چیزها بودم وقصه سلطان هم به این ماجراها مربوط می شد .

وای چه قدر فاجعه ام
هدیه تهرانی اولین بار خودش را برروی پرده سینما آزادی می بیند وبه آن طور که گفته از خودش خیلی بدش می آید.او دراین باره در مصاحبه ای گفته :دفعه اول که خودم را روی پرده دیدم می خواستم برم زیر صندلی و قایم شوم و با خودم گفتم :وای چه قدر فاجعه ام .این احساس هنوز هم با من وجوددارد وفرق چندانی نکرده است .

قرمز
فیلم قرمز که هدیه تهرانی در آن بازی کرده بود فیلمی بود که درابتدا در فیلمنامه آن دیالوگهای شخصیت هستی با بقیه یکسان ویک لحن بود .در این خصوص هدیه تهرانی با فریدون جیرانی بحث می کرد که چون شخصیت هستی شخصیتی مدرن وامروزی است باید دیالوگها را عوض کرد ویا در خیلی جاها این نقش باید با سکوت اجرا شود و این اتفاق هم افتاد .مثلا در صحنه در گیری دادگاه ،شخصیت هستی طبعا و طبق فیلمنامه باید درواکنش به دادو بیداد کردن و سیلی زدن خواهر شوهرش او هم دادو بیداد می کرد وسیلی می زد اما هدیه تهرانی تصور کرده بود که اگر خودش جای آن زن بود هیچ گاه این کاررا نمی کرد تهرانی دراین باره گفته :تمام این پروسه در فیلمها یک جور کشف وشهود بود که هم خودم را کشف می کردم وهم دنیای اطرافم را بهتر می شناختم .

ماجرا جویی های هدیه تهرانی
سوال از هدیه تهرانی : قبول دارید که یکی از دلایل گرایش به بازیگری ،تمایل شما به ماجراجویی وکنجاوی است ؟
جواب : بله ،کاملا .(ماهنامه فیلم شماره330)
همانطور که هدیه تهرانی خودش هم اعتراف می کند یک ماجرا جو هست وهمین حس کنجکاوی و ماجرا جویی پای او را به خرابی های زلزله بم ،بغداد ،افغانستان وکردستان عراق می کشاند .او خودش دراین باره گفته : هر جا ردی از ماجرا جویی و موقعیت و تجربه چیزهای بکر و تازه باشد خطررا با جان ودل می پذیرم و به دنبالش می روم .همیشه فکر می کنم که بهتر است بروم و ماجرا ها واتفاقات مختلف رااز نزدیک لمس کنم.

چالش با نقش
از نظر هدیه تهرانی چالش با نقشهای مختلف و دلهره واضطراب برای اجرای آنها یک وسوسه درونی برای برای او بوده است که آیا از پس این کارها برمی آید یا می تواندآنقدر از خودش دور شود که فرضا یک زن کردرا که ده سال هم از او بزرگتر است را قابل باور کند یا نه ؟
تهرانی در پاسخ به این سوالات همیشه گفته: در نگاه اول ممکن است شخصیتهای فیلمهایی چون پارتی دنیا ،دختر ایرونی و غیره مشابه به نظر برسند وجه تشابهی که دراین گونه کاراکترها به نظر می رسد یک نوع استقلال و یا شاید همان وجهی است که همه آن را کلیشه یا شخصیتی سردو سنگی می خوانند .خیلی احساس نمی کنم که تمام این شخصیتها همواره شبیه به هم وتکراری باشند . شاید هم اینطوری باشد اما چیزی که مهم است توباید هر نقشی را در هر قالبی و فیلمنامه طوری بازی کنی که قابل باور باشد ودرس اجرا شود .
در سینمای دنیا هم فقط بازیگر نیست که سعی می کند کاراکتر جذاب و متفاوتی خلق کند آنجا مجموعه ای از عوامل وتواناهایی دست به دست هم می دهند تااین اتفاق را تسهیل کنند در سینمای ما گاهی هر کدام از این عوامل نهایت کوششان را می کنند که این اتفاق نیافتد!حالا من باید تلاش مضاعفی بکنم تا به رغم همه این عوامل بازدارنده ،جوری جلوی دوربین و روی پرده ظاهر شوم که توی ذوق نزنم ومردم مشتاق دیدنش باشند.

بازی در دوئل
در فیلم دوئل احمد رضا درویش او ابتدا قرار می شود نقش سلیمه را بازی کند . نقشی که بعدا پریوش نظریه بازی می کند . احمد رضا درویش نیز اعتقادداشت که این نقش با توجه به متفاوت بودنش برای تهرانی در آن مقطع نقش ایده الی است .اگر چه اجرای کاراکتر سلیمه در فیلم دوئل از نظر تهرانی اتفاق خیلی ویژه ای بود اما شرایط و تفاوتهای نقش به نظر هدیه تهرانی برای شروع خیلی زیاد بود واحساس می کرد این نقش به او نمی خورد . البته وقتی او فیلم دوئل را می بیند به این نتیجه می رسد که می شد این کاررا کرد و چندان توی ذوق نمی زد .
حرف اصلی با آقای درویش این بود که ایراد دوئل در اینجاست که همه دارند به یک شیوه و با لهجه جنوبی حرف نمی زنند و در مجموع یک جوری است .این در حالی است که درفیلم زنگی و رومی هم قرار بود نقش یک معلم جنوبی را با لهجه بازی کند و هیچ مشکلی با آن نداشت اما در دوئل این حس به او دست می داد که نقش با تغییر یکباره و این گویش در نمی آید .
البته او در فیلم جایی برای زندگی چنین حسی را نداشته و از نظر خودش خیلی هم دوست داشتنی بود.درآنجا یک مادر امی چهل ساله است و حتی وقتی فیلمنامه را خواند وقرار شد در آن بازی کند فکر کرد علاوه برتمایزهایی که نقش در فیلمنامه دارد تغییر های دیگری هم باید به آن اضافه کرد تادرست تراز کار در آید.

هدیه تهرانی وزمانه
زمانه اولین باری بود که می خواستم نقش فرعی بازی کنم . با خودم به این نتیجه رسیده بودم که به نقشهای اول وحضورهای طولانی روی پرده عادت نکنم .ابتدا خیلی داستان فیلم را درک نمی کردم و صحبتهای مفصل باآقای صلاحمند هم چیزی را حل نکرد .البته نقش در حد همین یکی دو دقیقه حضور نبود و جذابیت اولین تجربه نقش کوتاه در قبول کردن من تاثیر داشت .
آن موقع شایعه های زیادی راه افتاد که من به خاطر حضور گلزار این نقش را قبول کرده ام در حالی که این کار هیچ ارتباطی به ایشان نداشت.

هدیه تهرانی وطرفدارانش
رابطه بازیگران مشهور با هوادارانشان همواره با حواشی بسیاری مواجه بوده است .تهرانی نیز از جمله این بازیگران است . خود او زمانی دراین باره به یک ماهنامه تخصصی و معتبر سینمایی گفته بود : فکر کردن به این طرفداران گاهی آدم را آزار می دهد . چون نمی شود نسبت به انسانهای دیگر بی تفاوت بود و اهمیتی به این دلبستگی و علاقه شان نداد . متاسفانه جاهایی ناچاریم که این کاررا انجام دهیم و برخلاف میلمان بی تفاوت نشان دهیم چون تجربه نشان داده ادامه دادن این جورارتباطها چیزی را حل نمی کند ووقتی بعضی ها را درگیر ووابسته می کنیم به ضررشان تمام می شود .

مگر خانم تهرانی هم حمام می رود؟!
این بازیگر مطرح سینما درادامه مصاحبه خود گفته بود :ابتدا فکر می کردم این ملاقات ها ومواجه شدنها آنهارا به این نتیجه می ساند که من هم مثل آنها آدم معمولی هستم .یکی از این دختران یک بار با منزل هدیه تهرانی تماس گرفته و به او گفته بودند هدیه تهرانی حمام است با تعجب پرسیده بود مگر خانم تهرانی هم حمام می رود ؟!احساس کردم بعضی ها تصور می کنند مارااز توی صندوق بیرون می اورند و می رویم جلوی دوربین وبعد دوباره لای زرورق می گذارندمان و می گذارند داخل صندوق تا فیلم بعدی !(ماهنامه فیلم شماره 330)

خاطره های عجیب مشهور شدن
او خاطره های عجیبی از مشهور شدن دارد از مرد جوانی که مرتب با خانه او تماس می گرفته وبعدها تهرانی از طریقی متوجه می شود که این مرد فکر می کند هدیه تهرانی همسرش است و از او چهار تا بچه هم دارد یا دختر جوانی که پس از فوت مادرش تصور می کرد که هدیه تهرانی مادر او ست و یک بارهم که تهرانی از سفر شمال برمی گشته می بیند که این دختر روی تخت او خوابیده است .
تهرانی درباره این خاطره ها در اظهاراتی گفته :خاطره های عجیب زیادی دارم .یکی از آنها موقع کار سر فیلم دوئل بود .که یک روز رفتیم بازار شهر وبرای خرید و موقع برگشتن متوجه شدیم جمعیت خیلی زیادی پشت سر ماراه افتاده اند و دعا می خوانند. دقیقا شبیه تظاهرات شده بود .

نشریا ت زرد وهدیه تهرانی
هدیه تهرانی همانند بسیاری از هنرندان دیگر از نشریات زرد شاکی بوده او حتی انتظار داشته که باید مسئولان نسبت به این تغذیه بد وغلط و غلط به جامعه و فرهنگ ما واکنش نشان دهند .البه او آنقدر ازاین مسئله گلایه مند است که مثلا در جایی عنوان کرده :شاید هم اینجور مطالب لازم است و گروهی دوست دارند این چیزها منتشر شود .شاید لازم است مردم مدام بخوانند که هدیه تهرانی در فلان مهمانی موهوم دستگیر شده و الان زندانی است وهمزمان هم دارد دوتا فیلم هم بازی می کند و تازه درهمان موقع اصلا ایران نیست وبه فلان کشور خارجی رفته وهمه اینها در حالی است که اصلا ممنوع الکار هم شده بوده !در همان زمان در خیابان دیده شده که دستش شکسته و .. .
البته به نظر هدیه تهرانی هیچ به دنبال شکایت کردن از این نشریات نبوده . چون به نظرش کسانی که اورا از نزدیک می شناسند می دانند او دارد چه می کند وکسانی هم نمی شناسند بسته به وجدان وظرفیت خودشان هرچه که دلشان خواست می گویند ومی نویسند و کاری هم از دست او برنمی آید .در زندگی عادی هم ممکن است بستگان یا همسایه شما پشت سرتان حرفهای ناخوشایند و نامربوطی بزنند . می توانی بروی سراغش و بااو دعوا کنی و یا قضیه را رها کنی من از جایی به نتیجه رسیدم که بگذرم .

سالی هشت بار مرا شوهر می دهند
زمانی یکی از نشریات زرد گفت وگویی به اصطلاح اختصاصی با مادر هدیه تهرانی می کند و حرفهایی عجیب غریب منتشر می شود . تهرانی با مادرش درباره آن مصاحبه صحبت می کند معلوم می شود هشتاددر صد آن حرفها رااز خودشان در آورده اند.
هدیه تهرانی البته یک بر واکنش محشری نسبت به این حاشیه سازی ها داده است .او دراین باره گفته :نمی توانم هرروز به این فکر کنم که این نشریات زرد سالی هشت بار مرا شوهر می دهند . خب راه منطقی مقابله بااین جریان چیست ؟منطق می گوید حتی اگر بخواهیم عده این طلاق ها را حساب کنیم با توجه به اینکه من درست در ساعت مقرر پس از سه ماه وده روز شوهر کنم بازهم سالی ده تا شوهر نمی توانم عوض کنم . انتظار دارید به این چیزها فکر کنم؟بروم ودوربیافتم وبگویم چرااین حرفها را می زنید ؟اصلا فرض کنید این کار راهم کردم . آن وقت تیتر می زنند :هدیه تهرانی با حضور در نشریه ما ،ده تا ازدواجش در سال را تکذیب کرد!(ماهنامه فیلم شماره 344)

هدیه تهرانی و چهارشنبه سوری
شوکران ،کاغذ بی خط و چهار شنبه سوری از تحسین شده ترین فیلمهای هدیه تهرانی هستند .او در مصاحبه ای درباره فیلم چهارشنبه سوری گفته است :فیلمهای قبلی اصغر فرهادی را خیلی دوست داشتم .به همین دلیل پیشنهاد که کرد مشتاقانه پذیر فتم .هیچ وقت فکر نمی کردم روزی بخواهد با من کار کند از همان زمان هم معتقد بودم فیلم خوبی خواهد شد .فرهادی مطمئن نبود بتوانم این نقش را خوب از کار دربیاورم .تردیدش به نظرم از جایی بود که دلش نمی خواست سایه هدیه تهرانی روی فیلم بیافتد و یک سوپر استار به معنای عامه پسندش فیلم را تحت الشعاع قرار دهدو روی فروش آن تاثیر بگذارد .به هرحال مشکوک بود . درواقع دلش می خواست من کار کنم اما این نگرانی را هم داشت .
خب فرهادی بامن خیلی صحبت می کرد و هنوز در آن زمان به نقطه واحدی درباره نقش مژده نرسیده بود .به گزینه های زیادی فکر می کرد . مثلا به من می گفت که مژده خیلی زن ضعیف ومظلومی است .بعد می گفت با حیا است و درعین حال قدرتمند . هزار جور روحیه راتوضیح می داد که در آن واحد همه شان متناقض بودند . در سکانسی که مژده بدو بدو می آید و توی راه پله و با مرتضی در آسانسور حرف می زند پنج نوع بازی از من می خواست .یعنی باید زنی را می شناختم که در عین ناامیدی وبدبینی و مظلومیت وقدرت ،حواسش هم به آبرویش است که همسایه ها ازسرو صدا ها با خبر نشوند وآبرو داری کند . بعد می گفت نه ،باید جیغ بزنی و سروصدا کنی.خلاصه گفتم : بابا تکلیف من را روشن کن که بفهمم بالاخره قضه از چه قرار است !گفت :همین طور که جلو می رود دارم از درون خود تو مژده را پیدا می کنم .
او درباره صحنه کتک خوردن مژده از مرتضی (حمید فرخ نژاد )گفته است : دراین صحنه بدلی نبود .خودم بودم .با آرنج خوردم زمین وتا یک ماه درد داشتم . عصب آرنجم درد دیده بود . فرخ نژاد خیلی ناراحت بود .قرار نبود اینجوری کتک بزند .البته اینها هیچ کدام معلوم نیست (ماهنامه فیلم شماره 344)

چرا هدیه تهرانی در اشک سرما بازی نکرد؟
اشک سر ما ساخته تحسین برانگیز عزیز الله حمید نژاد با بازی گلشیفته فراهانی از فیلمهایی بوده که قرار بود هدیه تهرانی در آن بازی کند .هدیه تهرانی دراین باره گقته : فیلمنامه اشک سرما اگرچه نقصهایی داشت اما نقش زن فیلم را دوست داشتم و لی به دلیل تداخل با کار دیگر میسر نشد .

هدیه تهرانی وعلاقه به بوتیک
هدیه تهرانی همچنین درباره بوتیک گفته :بوتیک راهم خیلی دوست دارم واوائل کار صحبتهای مختصر وکمرنگی با دستیار نعمت الله شد ولی من مشغول انجام کار دیگری بودم اتفاقا این نقش اصلا به درد من نمی خورد و باید خود گلشیفته بازی اش می کرد . البته دوست داشتم به سن وسال گلشیفته بودم و بوتیک رابازی می کردم.

فیلمهای محبوب تهرانی
کاغذ بی خط ،شوکران ، آبادان خ، انه ای روی آب ، شبانه و... برایم به معنای واقعی فیلم بودند .پارتی قرمز وجایی برای زندگی را با کمی ترجیح دوست دارم و حس خوبی بهشان دارم .
دستهای آلوده : نمی گویم فیلم بدی است ولی نمی توانم خودم را راین فیلم تحمل کنم .زمانه چتری برای دونفروآبی هم همینطوری است .

بازیگر رزمی کار
هدیه تهرانی زمانی در مصاحبه وفتی خواسته بود از علاقه خود به بازی در نقش اما تورمن در فیلم بیل را بکش سخن بگوید درباره دلیل این علاقه گفته بود شاید به خاطر این است که خودم هم مدتی است ورزش رزمی وووشو کار می کنم


مقایسه با علی دایی
چند سال پیش بود که برنامه جالبی باعنوان هفته " فیلم وفوتبال " در خانه هنرمندان با حضور هوشنگ گلمکانی حمید رضا صدر وجهانگیر کوثری برگزارشد .حمیدرضا صدراین نشست به نکات جالبی اشاره کرده بود مثلا او گفته بود : ستاره‌هاي ورزشي با ستاره‌هاي سينمايي غيرقابل مقايسه هستند تام‌كروز با مايكل جردن، يا ديويد بكهام با هيوگرانت قابل مقايسه نيست، ديويد بكهام وقتي وارد فرودگاه مي‌شود آن فرودگاه از جمعيت پر مي‌شود.
ما در ورزش و فوتبال، هر روز يا هر هفته ستاره‌هاي خود را مي‌بينيم. ما دائماً ، تغيير موهاي ديويد بكهام را زير نظر داريم ولي رابرت دنيرو تا فيلم بعدي‌اش بازي نكند نمي‌دانيم دارد چه كار مي‌كند.
صدر گفته بود : در ايران مثلاً علي دايي با هديه تهراني قابل مقايسه نيست .

نسل جادویی مستندی درباره هدیه تهرانی
نسل جادویی از جمله فیلمهایی است که هدیه تهرانی در آن بازی کرده وهنوز اکران نشده است . ایرج کریمی درزمان تولید این فیلم درباره آن گفته است : با توجه به اينكه من سبك خودم را دارم و در عين حال كه تم فيلم "نسل جادويي" درباره‌ي جوانان است و حرفهاي خودم را در آن مطرح كردم اما از لحاظ شيوه‌ي كاري مي‌توانم بگويم اين فيلم، يك نوع مستند درباره‌ي هديه‌ي تهراني است.

همه حاشیه های یک سوپر استار
هدیه تهرانی اگر چه بازیگر محبوب و معتبری در سینمای ایران بوده است ولی در برخی موارد به شکل ناخواسته ای همانند دیگر افراد مشهور حواشی ای گریبانگیر او شده است .

سرقت لب تاپ و دوربین
همین چند سال پیش بود لپ‌تاپ و دوربين ديجيتال هديه تهراني از اتومبيلش به سرقت رفت. در همان زمان اين بازيگر سينماي ايران در پي تماسي با خبرگزاري دانشجويان ، گفته بود : از دفتر كارم براي ملاقات مادرم به بيمارستان رفته بودم كه تا حدود ساعت 21 يا 22 طول كشيد و زمان بازگشت به پاركينگ بيمارستان با سرقت لپ‌تاپ و دوربين ديجيتال از اتومبيلم مواجه شدم. سارق يا سارقان به پول و ديگر اشياء قيمتي كه در اتومبيل بوده، كاري نداشته‌اند و صرفا لپ‌تاپ و دوربين ديجيتال كه محتوي مسايل كاري و شخصي‌اش بوده را سرقت كرده‌اند.
تهراني خاطرنشان كرد كه ماجراي سرقت را همان لحظه به نيروي انتظامي گزارش كرده است.

گربه های هدیه تهرانی
زمانی نشریه رویش در گزارشی درباره مشاهیر نوشته بود : خیلی از مشاهیر به نگه‌داری حیوانات خانگی علاقه‌مند هستند. مثلاً معروف است که «هدیه تهرانی» یک لشکر گربه کوچک و بزرگ در خانه‌اش دارد. یا «پروانه معصومی» که او هم به نگه‌داری گربه علاقه دارد.

عطر سوپر استار
چند سال پیش نیز خبری درباره تولید عطر هدیه تهرانی منتشر شد . نشریه ایراندخت دراین باره نوشته بود :پس از دو سال مذاکرات پشت سر هم،کمپاني فرانسوي سرانجام موفق شد رضايت هديه تهراني را در مورد بو و رايحه عطر پيشنهادي جلب کند .به اين ترتيب مفاد قرارداد براي توليد عطر هديه تهراني در فرانسه و فروش آن در آسيا تکميل شد. اين مدت زمان البته بيش از همه نشان از سخت‌گيري هميشگي تهراني در مورد کارهايش داشت که کمپاني فرانسوي را مجبور کرد تا چندين بار اسانس و مواد عطر را تغيير دهد تا سرانجام عطر صورتي رنگ زنانه Love Forever هديه تهراني به بازار عرضه شود.

همیشه عشق
اين عطر بيش از پيش بايد نشان دهنده ويژگي‌هاي هديه تهراني مي‌بود. همان خصوصيات ويژه‌اي که وي را به عنوان بازيگري منحصربه فرد به همه شناساند و در سطح بين‌المللي هم مطرح کرد.عطر «هميشه عشق» با نام هديه تهراني عطري است زنانه با رايحه‌اي قوي، اغواکننده و صميمي، مطبوع و دلپذير ولي حقيقي و ملموس. توليدکننده اين عطر، کمپاني Robertet در فرانسه است که از سال 1850 فعاليت خود را آغاز کرد. در سال 1875 اين کمپاني تحت اختيار آقاي Paul Rabertet قرار گرفت و او با تغيير نام کمپاني و فراگير کردن فعاليت‌هاي آن توانست تا 25 سال بعد نام اين شرکت را به عنوان برنده مسابقات جهاني عطرسازي در پاريس فراگير کند و به عنوان رقيبي مطرح و قابل اعتنا در بازار خوش بوي جهاني عطر بر سر زبان‌ها بيندازد و براي خود مشتريان زيادي در سراسر جهان براي خود دست و پا کند. اين کمپاني در مسير توسعه خود با شانل و گوچي نيز همکاري داشته است. اين کمپاني عطرسازي که در دنيا به توليد عطر‌هاي مختلف با نام بازيگران مشهور است تاکنون عطر‌هاي زيادي با نام هنرمندان مشهور ساخته و عرضه کرده است. اين کمپاني با استفاده از مديران فروش و بازاريابي و شرکاي تجاري خود در آسيا نيز پروژه‌هاي مشابه را پياده کرده است. در اين ميان نقش Herve Bourdeau که خود را صيادي قابل در شکار اشخاص جديد براي پروژه‌هاي کمپاني Robertet مي‌داند تاکنون موفق شده تا قراردادهاي قابل توجه و مهمي با سوپراستارهاي آسيايي براي اين شرکت منعقد کند. در ميان اين نام‌ها البته بيشتر بازيگران باليوود به چشم مي‌خورند از جمله «آميتا باچان» و«شاهرخ خان» که قبل از هديه تهراني عطري به نامشان توليد و عرضه شد.

نماینده نسل زنان قوی وخونسرد
انتخاب هديه تهرانی براي اين کار از طرف اين شرکت فرانسوي و مديران آن بيش از ستاره بودن تهراني در سينما و معروفيت اوست. براي ساخت عطري با نام يک شخصيت قابليت‌ها و تفاوت‌هاي او بيش از همه مد نظر قرار مي‌گيرد تا عطري که به بازار عرضه مي‌شود علاوه بر نام اين بازيگر،خصوصيات فردي وي را نيز نشان دهد. هديه تهراني به عنوان نماينده نسل جديد زنان ايراني قوي و خونسرد، با احساسات شديد اما تحت کنترل و در عين حال جذاب و مورد توجه است. عطر هميشه عشق با اسانس‌ها و مواد داخل خود چنين حسي را پس از نوازش مشام به فرد مي‌دهد.اين عطر بنا به خواسته تهراني در بسته‌هاي صورتي رنگ از حدود 2 سال پيش به بازار آمد و البته بيش از همه به امارات متحده عربي و دوبي رفت و از آنجا به ايران آمد. در ايران اين عطر به خاطر نام بازيگر، مجال تبليغ نيافت ولي نقل عطر هديه آن قدر دهان به دهان چرخيد تا خيلي‌ها از وجود آن اطلاع يافتند. با اين همه عدم اجازه تبليغ يا هم محافظه‌کاري توليدکنندگان و خود سانسوري باعث شد که از تبليغ ناکافي اين عطر در ايران شد و به همين خاطر جز تهران در ديگر شهرها هنوز نام عطر هميشه عشق هديه تهراني محجور ماند. شايد اگر در شهرستان‌ها تبليغ مناسبي براي اين عطر صورت مي‌گرفت به خاطر محبوبيت زياد خانم بازيگر فروش اين عطر چندين برابر مي‌شد.عطر هديه تهراني با اين حال با استقبال خوبي مواجه شده است به‌گونه‌اي كه بسياري از مراكز فروش لوازم آرايشي و بهداشتي در پاساژها و مراكز خريد تهران، عرضه كننده اين عطر هستند.جالب توجه اين که اين عطر قيمت مناسبي دارد و شما براي خريد آن مي‌توانيد تنها 120 هزار ريال هزينه کنيد و علاوه بر عطر، صاحب دستبندي شويد که در داخل جعبه عطر قرار دارد و روي آن نام هديه تهراني درج شده است. اين دستبند البته متناسب با مچ شما تنظيم مي‌شود و در صورت علاقه مي‌توانيد از آن استفاده کنيد. البته اگر بسته اصلي آن را هم نيفتيد مي‌توانيد هر چند ميلي‌ليتر که خواستيد بخريد و در شيشه دلخواه خودتان نگهداري کنيد. در اين نوع خريد، بسته به نوع شيشه يا مکاني که از آن خريد مي‌کنيد هزينه شما متفاوت خواهد بود. در مرکز تهران اين عطر را با حداقل پنج هزار تومان مي‌توانيد بخريد و 100 ميلي‌ليتر آن نيز چيزي حدود 30 هزار تومان براي شما هزينه در بر خواهد داشت.

عطر مورد علاقه زنبوره
ایران دخت در پایان نوشته بود : رايحه اين عطر، شيرين و بسيار آرامش‌بخش است تا جايي که يکي از مصرف‌کنندگان اين عطر گفته بود وقتي به ديدن کندوهاي عسل رفته بود، زنبورها علاقه زيادي به او نشان داده و جذب رايحه او شده بودند. ماندگاري اين عطر نيز نسبتا در حد قابل قبولي است و تا يک روز مي‌توانيد از استشمام رايحه آن لذت ببريد.
هدیه تهرانی در همان زمان در این خصوص به سینمای ما گفته بود : صحبت‌هاي زيادي درباره تبليغ محصولات مختلف مي‌شد، اما چندان پي‌گير اين ماجرا نبودم تا اين‌كه قضيه توليد عطر پيش آمد كه يك كار شخصي و متفاوت بود و نوعي محصول مشترك بين‌المللي محسوب مي‌شد. كمپاني فرانسوي عطرسازي رومانو و روبرته در تمام نقاط دنيا اين كار را انجام مي‌دهند و تصميم داشتند در بخش آسيا هم فعاليت كنند. نتيجه تحقيقات و آمارگيري‌هايشان اين بود كه در ايران عطري به نام من توليد كنند. هدفشان طبعاً بازارهاي داخلي و آسيايي است و قبلاً در هند هم چنين كاري انجام شده بود. بناي كار بر اين گذاشته شد كه اين عطر به صورت محصول مشترك توليد و عرضه شود و اسانس آن در ايران تهيه مي‌شود. پروسه توليد آن به مرور با هماهنگي و اعمال سليقه‌هاي من از همه نظر انجام مي‌شد تا محصول نهايي به شخصيت و علايق من نزديك باشد. شايد نصف اين سؤال‌هايي كه شما در اين گفت‌وگو مطرح كرديد، در جلسه‌هاي مذاكره و در روند توليد اين عطر از من پرسيده شد؛ اين كار دو سال طول كشيد.
آن كمپاني با نظر من نمونه‌هاي مختلفي درست مي‌كرد و تغييراتي كه مي‌گفتم اعمال مي‌شد تا رسيديم به محصول نهايي. كار به‌صورت شراكتي است و من به عنوان يكي از سرمايه‌گذاران در اين توليد شريك هستم.

باعث افتخارم است
هدیه تهرانی در سینمای ایران از اعتبار بسیار خوبی برخوردار است به گونه ای که بسیاری برای او احترام زیادی قائل هستند . جالب است بدانید چند وقت پیش از روناک یونسی با زیگر سریال رستگاران درمصاحبه ای پرسیده بودند که تا به حال کسی به شما نگفته که بازی وچهره تان از جهاتی شبیه هدیه تهرانی است ؟او نیز در جواب گفته :اوایل کارم مطبوعات خیلی این مسئله را مطرح می کردند به خصوص بعد از فیلم اولم گرگ ومیش .در آن فیلم ویژگی نقش ساره به گونه ای بود که این حس را تداعی می کرد که بازی و چهره من شبیه هدیه تهرانی است .اتفاقا خیلی هم خوب بود و باعث افتخارم است .به هرحال من یکی از طرفداران هدیه تهرانی هستم .

به فرش ایرانی افتخار می کنیم اما نمی دانیم گره قالی را چطور می زنند
ماهنامه کاشی امروز دریکی از شماره های سال گذشته خود گزارشی به همراه گفت وگویی با هدیه تهرانی منتشر کرده است .گزارشی که حقایق جالب دیگری را درباره این بازیگر مطرح سینما بازگو می کند .در بخشهای ابتدایی این گزارش آمده بود :نگاه تحول گرا و ذهن پویا از دوران کودکی باهدیه تهرانی بوده است .به گونه ای که نزدیکان هدیه از تغییر مداوم دکوراسیون منزل پدری و تبدیل فضاهای بدون کار برد به فضاهای با کاربری توسط او در دوران کودکی حکایت می کنند .تا اینکه در ۱۹سالگی با ایجاد تغییراتی عمده در خانه چنان تشویق نزدیکان را برمی انگیزد که توسط یکی از بستگانش که از اعضای جامعه مهندسین مشاور بود به تعدادی آرشیتکت معرفی می شود وآنها برای معماری داخلی از او دعوت به کار می کنند.اینگونه است که او وارد کار حرفه ای معماری داخلی می شود .

فضای مدرن با روح سنتی
به نوشته کاشی امروز:تجربه او در بازسازی و تعمیر وسایل چوبی قدیمی و ساخت لوسترها ،طراحی صحنه ولباس کمک زیادی به وی در ایجاد یک فضای مدرن با روح سنتی کرده است .چنانکه این فضا می تواند همزمان جوابگوی چندین سلیقه متضاد باشد . هدیه تهرانی آن طور که دراین مصاحبه گفته اعتقاددارد که باید در جایی زندگی کند که حس حیات آرامش ورهایی داشته باشد .به همین خاطر در فضاهای داخلی خانه های اجاره ای هم تغییرات عمده ایجاد می کند و اصلا برای او مهم نیست که مالک خانه است یا یک سال دوسال دیگر باید برود... بلکه برای او مهم است که دراین یکی دوسال آنگونه که می خواهد زندگی کند .ما با تغییر مبلمان واثاثیه ،رنگ زدن دیوار ،تعویض پرده ،تعویض کاشی آشپز خانه و.... همچنان به دنبال خانه خود می گردیم به دنبال خانه ای دواتاق خوابه یا پنج اتاق خوابه می گردیم و در هراتاقی تختی می گذاریم و حتی اشیا اضافی تا بیست وچهار ساعت فضای آن اتاق را اشغال می کند !اما فقط زمانی از اتاقها استفاده می کنیم که در خواب به سر می بریم .یا میز نهار خوری بزرگی را در مرکز خانه قرار می دهیم اماهمیشه در آشپز خانه یا جلوی تلویزیون یا حتی اتاق خواب غذا می خوریم !در واقع ما خانه خودرا پیدا نکرده ایم .بلکه خانه ای برای محافظت و آسایش اشیا و پذیریی از مهمانها بنا کرده ایم .خانه مان را جوری درست می کنیم که خوشایند دیگران باشد ....پس ما هنوز خانه مان را پیدا نکرده ایم .

همچنان بی خانمان
هدیه تهرانی درادامه گفته است :خانه جایی است که فضایی باز و آرام داشته باشد،در زمستان گرم ودر تابستان خنک باشد .من با تمام علاقه شخصی ام به اشیا وطراحی داخلی ،تازه به این نتیجه رسیده ام که سالها زحمت ،مزاحمت ،تغییر ،اصلاح و جابجایی اشیا را کشیده ام وهم چنان بی خانمان خواهم بود .به این دلیل است که به معماری سنتی علاقه پیدا کرده ام .در معماری سنتی فضاها تعریف شده است .در معماری سنتی چیزی به عنوان اتاق خواب وجود ندارد .هرجایی که تمایل داری می توانی بخوابی وهرجایی که راحت تری می توانی سفره پهن کنی و غذایت را بخوری اما به دلیل نبود تکنولوژی ،مسائل فرهنگی و تاریخی ،معماری سنتی ما نیز نواقص خودرا داردکه می توان با ترکیب امکانات مدرن در فضاهای سنتی ،خانه ای از نو بنا کرد .

معماری سنتی ژاپن
از نظر او بهترین نوع فضاسازی ومعماری ،معماری سنتی ژاپن است :دراین نوع معماری ،تعریف ساده واستفاده به جااز اثاثیه و قرار دادن لوازم مورد نیاز در گنجه های کشویی و پرهیز از هرنوع شی ئ بلا استفاده و حتی استفاده از درهای کشویی برای اینکه فضای کمتری اشغال گرددو...فضای آرام وخلوتی برای ذهن ایجاد می شود این همان خانه ایست که به دنبالش می گردیم .

پروژه گرمسار
نشریه کاشی امروز درادامه نوشته که :وقتی به سراغ پروژه گرمسار او می روی ،ابتدا مبحوت ومتحیر می شوی که چرا این برهوت بی آب و علف را انتخاب کرده که توجیه اقتصادی چندانی هم نداشته باشد .اما باز وقتی ایده اورا می شنوی که می گوید :مردم ما عادت کرده اند که جاهای سرسبز و ییلاقی بروند بروند به همین خاطر است که اغلب گردشگران داخلی ،کویر را که بخش عظیمی از مساحت ایران را تشکیل می دهد و دارای ویژگی خاص خودش است را نمی شناسند.

تجربه زندگی سنتی
هدیه تهرانی اعتقاددارد درشرایطی که مردم از روستاها به سمت شهر سرازیر می شوند وگروهی شهر نشین نیز خسته از دغدغه های تنش زای شهری خواستار تجربه زندگی سنتی هستند ،ایجاد فضایی با امکانات رفاهی نسبی (تا حدی که بتواند آسایش این گروه را تامین کند)در کنار تجربه ویادگیری زندگی سنتی ،مثل پنبه چینی تا پارچه بافی و یا چیدن برگ نخل تا حصیر بافی و یا خمیر کردن وپختن نان در تنور وحتی جزئی ترین کارها یعنی میوه ای را که می خواهند خودشان از درخت بچینند وکارهایی شبیه به آن ،می تواند گوشه ای از خلا ایجاد شده در زندگی شهری را پر کند .

مدرنیته ازنوع ابتر
او می گوید :ما با رسیدن به مدرنیته چیزهای زیادی رااز دست داده ایم ،مثلا به فرش ایرانی افتخار می کنیم اما نمی دانیم که گره قالی را چطور می زنند و یا در سبد غذایی روزانه مان گندم هست اما از یاد برده ایم که گندم را چطور درو می کنند......

کشکی بسابیم و...

به اعتقاد تهرانی سرزمین ما سرزمین پهناوری ست با ویژگی های خاص ومتفاوت در هر منطقه ،اما چون گرایش ما بیشتر به مناطق سر سبز وخوش آب وهواست ،اعجاب زیبایی و آرامش ووسعت مناطق دیگر مثل کویررا کمتر تجربه می کنیم .گاهی بد نیست به جای بازی بیلیارد در فضای بسته ای در شما کشور ویا جابجا شدن از محیط شهری به منطقه ای سر سبز در تعطیلات آخر هفته و تکرار همان تجربه های شهری ،در منطقه ای خشک وکویری چیزهای تازه تری را جایگزین کرد . مثلا با دست خود برتارو پود قالی گره ای بزنیم .کشکی بسابیم ،نانی بپزیم ،پنبه ای بچینیم یا گندمی درو کنیم ...وبا نگاه به وسعت کویر ،دیدمان را وسعت دهیم .

منبع:

http://www.tabnak.com/nbody.php?id=27802

    

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 0:41  توسط رضا عبدالله  | 

كشف‌ حجاب ‌يك ‌اصلاح‌طلب ‌‌+ ‌عكس

عكس هاي زير مروبط به "فریبا داودی مهاجر" است كه در سال هاي دولت اصلاحات فعاليت هاي زيادي در حوزه دانشگاه داشت و البته در ليست اصلاح طلبان براي انتخابات شوراي شهر بود.


منبع رجا نيوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 8:40  توسط رضا عبدالله  | 

مهدي كروبي : رئيس جمهور منتخب ملت ايران را به رسميت مي شناسم

                          

حجت الاسلام مهدي كروبي در گفتگو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سئوال كه آيا شما رئيس جمهور قانوني و منتخب ملت ايران را به رسميت مي‌شناسيد؟ اظهار داشت: بنده اشكالات خود را همچنان وارد مي دانم اما در خصوص سئوال شما بايد بگويم بله رئيس جمهور را نيز به رسميت مي‌شناسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 23:3  توسط رضا عبدالله  | 

تهديد تروريستي آيت الله نوري همداني

در پي موضع گيري هاي انقلابي آيت الله نوري همداني كه موجب افشاي اقدامات فتنه گران شده بود برخي افراد ناشناس در تماس هايي با دفتر اين مرجع تقليد اقدام به تهديد وي نمودند

به دنبال نا آرامي ها و اغتشاشات پس از انتخابات در كشور كه با بيانيه هاي كانديداي شكست خورده هدايت مي شد و تلاش عده اي براي اسلامي جلوه دادن اعتراضات و اغتشاشات خياباني، آيت الله نوري همداني با موضع گيري هاي صريح و انقلابي به محكوميت اقدامات گروه فتنه جو پرداختند . با توجه به تاثير گذاري موضع گيري هاي ولايتمدارانه اين مرجع عليقدر ،  اخيرا شاخه تروريستي گروه فشار سبز  ضمن برقراري تماس هاي تلفني مكرر با دفتر آيت الله نوري همداني اقدام به تهديد وي و اعضاي خانواده و دفتر ايشان نموده و خواستار سكوت و بازگشت ايشان از مواضع خود هستند.

اين افراد هشدار داده اند كه در صورت صدور بيانيه هاي ديگر از طرف آيت الله نوري همداني دست به اقداماتي تلافي جويانه خواهند زد.
گفتني است با توجه به اعترافات صورت گرفته از سوي برخي از دستگير شدگان ، تا كنون وابستگي تعدادي از اغتشاش گران به بيگانگان و گروه هاي تروريستي بر ملا شده است .
 
تهديد به حمله تروريستي عليه مرجعي در سطع آيت الله نوري همداني در حالي از سوي تروريستهاي سبز صورت گرفته كه جريان سياسي هدايت كننده پروژه هاي سيا پيش از اين حمايت خود را از يك مرجع جعلي اعلام كرده بود
منبع :صراط نيوز
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:51  توسط رضا عبدالله  | 

شائبه تبليغاتي بودن سفرهاي لاريجاني؟؟!

"محمد کرمی راد" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، با اشاره به آغاز سفرهای استانی رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: آقای لاریجانی چندی پیش اعلام کردند که می خواهند سفرهای استانی را در مجلس آغاز کنند که این به نوبه خود می تواند تحول جدیدی در بحث نقش ریاست مجلس شورای اسلامی محسوب شود.

وی افزود: با این حال من تصور می کنم که در سفرهای فوق باید جنبه های نظارتی مجلس شورای اسلامی تقویت شود.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: از طرف دیگر باید این سفرها مورد تحلیل نمایندگان قرار بگیرد تا بهتر بتوان از این فرصت استفاده کرد.

کرمی راد گفت: در کنار این، باید با دولت هماهنگی های لازمی صورت بگیرد تا از دوباره کاری ها جلوگیری شود.

وی تصریح شد: البته نمی توان منکر این قضیه شد که احتمالا شائبه های تبلیغاتی بودن این سفرها نیز ممکن است به وجود آید.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از این رو باید توجه کرد که چنین مشکلی در این سفرها ایجاد نشود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 9:3  توسط رضا عبدالله  | 

لغو قرارداد عباس سلیمی نمین با ایرنا

در پی انتقادات عباس سلیمی نمین از اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور ، خبرگزاری ایرنا قراردادش با این پژوهشگر اصولگرا را لغو کرد .

یک پایگاه خبری حامی مشایی نوشت : اين تصميم از سوي يكي از مسئولان ارشد ايرنا كه پيش از اين مدير كل پژوهش خبرگزاري ايرنا بوده است اتخاذ شده است.

وي در پايان با اشاره به انتقادات مشایی خاطر نشان كرد: بر همين اساس تصميم گرفته شد كه قرار داد پژوهشي عباس سليمي نمين با خبرگزاري ايرنا لغو شود.

این در حالی است که عباس سلیمی نمین در گفت و گو با تهران امروز درباره اظهارات اخیر رئیس دفتر رئیس جمهور در باب انبیا و پیامبران تصریح کرده بود :‌ برداشتم این است که مشایی می‌خواهد بگوید همه در مدیریت ایراد دارند، به‌جز احمدی‌نژاد و در خصوص راه می‌گوید که انبیا هم ایراداتی در مدیریت خود داشته‌اند و نتیجه‌گیری می‌کند که مدیریت احمدی‌نژاد بهتر از همه است اما دیگر کسی به حرف‌های ایشان بها نمی‌دهد. ملت ما افراد متملق را پس می‌زند. اظهارات و اعمال اخیر مشایی ریشه در عقبه چاپلوسی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 16:0  توسط رضا عبدالله  | 

متن كامل شكايت همسر دوم مهاجراني

به نام پروردگار متعال و داور كائنات
حضرت آيت‌الله شاهرودي مقام معظم قوه قضائيه
احتراماً با اهداء سلام و تحيت
اينجانب ... همسر آقاي دكتر سيد عطاءالله مهاجراني هستم كه متأسفانه مورد ظلم و ستم از جانب ايشان قرار گرفته‌‌ام. لذا مشروح خواسته بحقم به پيوست اين عريضه تقديم مي‌گردد. از آن مقام معظم و عاليقدر كه از بزرگان حوزه‌هاي علمي و اسلامي هستند، استدعا دارم دستور بفرماييد ضمن جلوگيري از نفوذ اشخاص در تغيير روند قضايي پرونده‌هاي مطروحه نسبت به تسريع در كار و احقاق حقوق حقم اقدام نمايد. مضافاً نيز استدعا دارم از آنجايي كه نامبرده از مسوولان رده‌بالاي نظام جمهوري اسلامي بوده ترتيبي اتخاذ فرماييد با رعايت كليه جوانبي كه صلاح مي‌دانيد توسط حضرتعالي يا به واسطه به وي تذكر داده شود رفع اين مشكل را قبل از مطرح شدن در اذهان عمومي به شكل خداپسندانه و عادلانه دور از جنجال‌هاي مختلف حل و فصل و اينجانب را كه هنوز هم قاطعانه قصد و تصميم به ادامه زندگي شرافتمندانه و بي‌آلايش با ايشان را دارم از بلاتكليفي خارج نمايد.
قبلاً از عناياتي كه نسبت به اين دخترتان مبذول مي‌فرماييد كمال امتنان و تشكر را دارم.
با احترام و سپاس فراوان
امضا...
شرح ماوقع از ابتدا تاكنون:
اينجانب ... در سال 1379 طرح پيشنهادي پروژه دانشگاهم را براي حمايت مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها به آن مركز ارائه كردم و در سميناري شفاهاً براي آقاي دكتر مهاجراني طرحم را مطرح كردم و ايشان من را به مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها دعوت نمودند تا حضوراً با اينجانب در رابطه با پروژه‌ام صحبت نمايند.
بعد از مراجعه به دفتر ايشان با تأكيد فراوان پيشنهاد كردند عنوان مشاوره پروژه‌ام را شخصاً به عهده بگيرند و با همكاري كانون پرورش فكري كودكان و آموزش و پرورش و ارشاد اسلامي و خود مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها طرحم اجرا شود. در جلسه دوم ايشان با اصرار از اينجانب پيشنهاد همكاري نزديك در مركز به عنوان كارشناس گروه هنر مطرح نمودند كه پس از آن در گروه هنر مركز مشغول به كار شدم. در مدت اشتغال در آن مركز مورد توجه ايشان بودم كه اين را دليل بر پشتكار خودم در كار مي‌ديدم. بعد از مدتي عنوان دبيري گروه هنر را به من دادند. بعدها متوجه شدم كه توجه ايشان توجه پدري و در حالت همكاري اداري نمي‌باشد.
پرونده‌هايي كه وي شخصاً به اينجانب براي رسيدگي مي‌دادند و تأكيد داشتند خودم بررسي كنم، در لابه‌لاي پرونده‌ها شعرهايي بود كه با تاريخ و دست خط خودشان نوشته شده بود. من فكر مي‌كردم آنها همه در رابطه با كار مي‌باشد. بعدها متوجه شدم شعرها هيچ ارتباطي با كار ندارند. زيرا پس از مدتي ايشان با حالت زيركانه و مظلومانه‌اي به من گفتند كه از روز اول كه شما را ديدم، ديگر دلم مال خودم نيست و به شما علاقمند و شيفته شده‌ام و تحت تأثير متانت و نجابت شما قرار گرفته‌ام. من جا خوردم. هرگز چنين چيزي را تصور نمي‌كردم.
به وي گفتم آقاي مهاجراني من يك زن شوهردار هستم. ثانياً شما مرد متأهلي هستيد و با وجود موقعيت خاص اجتماعي كه داريد، اصلاً فكر نمي‌كردم چنين افكاري و تصوراتي در ذهن شما كه فردي با مسؤوليت اجتماعي و سياسي بالا هستيد، باشد. ‌ايشان در جواب گفتند من به شما علاقه‌مندم و نمي‌دانستم شما شوهر داريد. مطرح كردم مگر شما در جريان پرونده اينجانب در مركز نمي‌باشيد!؟ (قابل ذكر است اينجانب با همسر سابقم مدت طولاني اختلاف داشتم كه بر اين اساس، پرونده تقاضاي طلاق در دادگاه تبريز مطرح بود، ليكن مراتب پرونده طلاق را به كسي نگفته بودم و آن وقت هم نگفتم).
با توجه به شرايط زندگي و اختلاف با همسر سابقم سعي كردم حتي از اشتغال در آن مركز كناره‌گيري كنم. [ اما] با مخالفت شديد ايشان مواجه شدم ليكن به هر بهانه رفت و آمد به دفتر ايشان را براي امور اداري به حداقل رساندم. ولي ايشان در موضع مديريت من را به دفتر احضار مي‌كردند. بعد ازمدتي كه سير موفقيت اينجانب در پرونده مطروحه طلاق پيش آمده بود، مزاحمت‌هاي همسر سابقم در محل كارم باعث شد ايشان كاملاً در جريان زندگي و مشكلات زندگي من قرار گرفتند و با همكاري حراست مركز، سعي در رفع مزاحمت‌ها و اذيت و آزار همسر سابقم درمحل كار شدند.
وقتي متوجه شدند كه من مدتي است در شرف طلاق هستم، من را به دفتر شان مي‌خواستند و دل من را گرم به تصميم مي‌كردند. در صورتي كه من از سال‌ها قبل تصميم به طلاق داشتم، ولي ايشان دل من را گرم به تصميم‌گيري جدي‌تري مي‌كردند. حتي زندگي پسر بزرگ خودشان را كه قبلاً طلاق گرفته بود را براي من مثال مي‌زدند.
‌به‌رغم ظلم فراواني كه شوهر سابقم همواره برايم ايجاد و اجرا كرده بود از ابتدا نگراني از آينده، بعد از طلاق و تشديد مزاحمت‌هاي همسر سابقم را داشتم. ايشان به من قول دادند كه من شخصاً تو را حمايت مي‌كنم كه بتواني بر مشكلات فائق گردي. در صورتي كه تمام تشريفات قانوني طلاق به نفع اينجانب قبلاً فراهم شده و پس از مدتي رأي طلاق صادر گرديد.
بعد از طلاق ايشان بلادرنگ از من خواستگاري كردند. من كه شكسته شده بودم خيلي ناراحت شدم و جواب رد دادم. اصرار و پافشاري و ابراز علاقه از جانب ايشان همچنان ادامه داشت. اين ابراز علاقه و توجه به حدي رسيد كه همكاران متوجه توجه بيش از حد ايشان به اينجانب شدند. شرايط موجود در جو اداره، من را آزار مي‌داد. وقتي به ايشان انتقال دادم، ايشان پيشنهاد دادند كه بهتر است روي پيشنهاد من جدي فكر كني تا مشكلات ديگر پيش نيايد. مي‌گفتند اصلاً با همه مطرح مي‌كنم كه به تو علاقه دارم و قصد دارم با تو ازدواج كنم!
چندين بار به صورت اتفاقي حتي به منزل آمدند. مانده بودم چه عكس‌العملي داشته باشم. در مقابل تعجب من اظهار مي‌داشت كه براي جلوگيري از جو اداره بهتر است صحبت‌هايي خارج از مركز با تو داشته باشم. ايشان هر باره با مخالفت من با ازدواج مواجه مي‌شد و تأكيد مي‌كرد كه پيشنهاد من را جدي بگير. براي پافشاري درخواست خود به تبريز منزل پدرم آمدند (توضيحات مفصل حضور ايشان در تبريز در پرونده مطروحه اينجانب در دادسراي ... و نزد آقاي ... موجود مي‌باشد).
آقاي مهاجراني در جواب رد خواستگاري از من اصرار و پافشاري بيشتر مي‌نمودند. تا زماني كه در تيرماه 1380 من به مدت يك شب بازداشت شدم. در آن زمان حتي فكر مي‌كردم كه اين بازداشت شايد به علت مخالفتم از جانب خود ايشان يا با توجه به جو اداره از طرف خانمشان اقدام شده باشد. من وقتي موضوع بازداشتم را با وي مطرح كردم. ايشان كاغذي را تحت عنوان صيغه‌نامه كه در آن مطالب از پيش نوشته شده و در رابطه با محرميت طرفين بود به من ارائه كردند.
بعد از رد شديد من به پذيرفتن آن نوشته، ايشان گفتند كه نوشته همراهت باشد براي مصلحت كه اگر مجدداً چنين شرايطي پيش آمد آن را ارائه كن. تأكيد داشت در قبال آن، تو هيچ تعهد زوجيت نسبت به من نداري و فقط ورق كاغذي است كه بنابر مصلحت به همراه داري، چون نه صيغه‌اي خوانده شد و نه رابطه غير شرعي داشتيم. من آن را امضا نكردم. او مطرح كرد كه اين مشكل به خاطر من براي شما ايجاد شده صلاح است براي رفع مشكل ورق را امضاء كني. من نپذيرفتم و امضا نكردم. جو اداره بسيار بد و سنگين شده بود و از گوشه و كنار، مطالبي در رابطه با تهديد همسر ايشان به گوشم مي‌رسيد.
ايشان همچنان اصرار به ازدواج داشت و قرار بود مجدد در نيمه شعبان سال 81 به طور جدي‌تر با خانواده من با عزيمت به تبريز موضوع را تمام كند. ايشان مي‌گفت بي‌تو نمي‌توانم زندگي كنم. مراسم ازدواجمان را در ميدان آزادي مي‌گيريم و صندلي مدارس را جمع مي‌كنم. همه را دعوت مي‌كنم و با افتخار اعلام مي‌كنم كه تو همسر من هستي. شعرها همچنان در فضاي بسيار عاشقانه و به قول خودمان آسماني ادامه داشت و تعدادش به 200 غزل رسيده بود. همه در وصف من يا مخاطب به من بود. در مقابل علاقه و عشق زياد او نسبت به من، و چشم‌اندازي از زندگي عالي مشتركي كه برايم ترسيم كرده بود و در شرايطي كه ايشان را فردي مومن و مورد تأييد نظام مي‌ديدم، ترديدي در گفته‌هايش نداشتم. اين خصوصيات باعث باور و اعتمادم نسبت به او شده بود.
رفته رفته پس از مدت‌ها ‌احساس علاقه و تمايل نسبت به ازدواج در من ايجاد شد و به ايشان در جواب چندين بار خواستگاريش جواب مثبت دادم و گفتم بايد با خانواده‌ام مشورت كنم. چون من يكبار در زندگي شكست خورده‌ام. موضوع را به طور مشروح با خانواده‌‌ام مطرح كردم. خانواده‌ام به شدت با اين وصلت مخالفت كردند كه چندين مرتبه دكتر مهاجراني تماس تلفني با خانواده‌ام داشتند. نهايتاً رضايت آنها را جلب كردند كه حضوراً و به طور مفصل با پدر و مادرم صحبت كنند.
چندين بار طي جلساتي در مركز با پدرم و مادرم صحبت شد ولي خانواده‌ام همچنان مخالف بودند. ولي اصرار و پافشاري وي بر اين شد كه ايشان به تبريز بيايند و جدي‌تر و قطعاً صحبت را براي ازدواج تمام كنند. ولي من تصميمم را گرفته بودم و قرار بر اين شده بود كه نيمه شعبان با حضور در تبريز و جلب رضايت خانواده، عقد براي ازدواج رسمي و دائمي انجام شود. در روز قبل از موعد مقرر، به مدت 36 روز بازداشت شدم و در فشار بازداشت موقت كه به عنوان رابطه نامشروع در معرض اتهام بودم، متأسفانه پيشنهاد با سوء نيت ايشان در رابطه با ارائه كاغذ عادي صيغه واهي را بنابر آن شرايط پذيرفتم.
دلايل سوء نيت ايشان اين است كه اولاً حد صيغه‌اي جاري نشده بود. ثانياً تاريخ درج شده در صيغه از تاريخ اسفند 80 به مدت يك سال ذكر شده بود. در صورتي كه برگه كاغذ در تاريخ مرداد سال 81 بعد از بازداشت اول من نوشته شده بود كه بنده نپذيرفته بودم. قابل ذكر است نامه عادي تنظيم شده توسط وي دقيقاً گوياي تصور صيغه واهي در زمان عده اينجانب با همسر قبلم بوده است كه حين بازجويي در بازداشتگاه متوجه شدم. اكنون اين سؤال برايم مطرح است كه چرا و با چه قصد سوئي اصرار به پذيرفتن و امضاي آن كاغذ داشت؟!... بعد از آزادي‌ام از زندان كه دليل بازداشتم مبهم بود ايشان در ملاقاتي كه با من داشتند مطرح كردند براي اينكه اين جريانات ادامه پيدا نكند و براي شما ديگر مشكلي به وجود نيايد شما بايد در رابطه با پيشنهادم كه مدت‌هاست بر آن اصرار دارم جدي‌تر فكر كني و تصميم بگيري.
در پي تأكيد و پيشنهاد مجدد ايشان خانواده‌ام را در جريان گذاشتم و در ملاقاتي كه در تهران پدر ومادرم با او داشتند، پدرم مؤكداً بعد از صحبت‌هاي دكتر كه موضوع ازدواج را مطرح كرده بود، گفتند: آقاي دكتر مهاجراني اگر به‌خاطر مشكل پيش آمده قصد ازدواج با ... را داري من هرگز قبول نمي‌كنم. تاوان مشكل پيش آمده را خودم با تمام مشكلاتش به دوش مي‌گيرم. ولي حاضر نيستم دخترم را از چاله به چاه بيندازم. اگر جدي قصد زندگي با دختر من را داري پا پيش‌بگذار. دل دختر من هنوز زخمي واقعه نافرجام زندگي قبلي‌اش است. تو هنوز زندگي ديگري هم داري به جوانب اين قضيه فكر كردي؟ اگر توان ايجاد عدالت و مساوات و امنيت براي دخترم را داري و مي‌تواني زندگي عالي براي او بسازي و رضايت همسرت (همسر اولت) را جلب كني پا پيش بگذار. اگر درست فكر نكردي منصرف شو.
دكتر در جواب، ميزان علاقه‌اش نسبت به من را گفت و مؤكداً گفت واقعه نافرجام نبوده، در زندگي هر كس پيش مي‌آيد و من كاملاً در جريان زندگي‌اش هستم و قصد دارم كه تلخي زندگي قبلي ... را كه لطمه زيادي به او وارد كرده، جبران كنم. درباره برقراري مساوات و عدالت به تمام جوانب كار فكر كردم كه كاملاً در زندگي پياده خواهم كرد. او قسم خورد و به پدرم قول داد و گفت رضايت ... (همسر اول مهاجراني) را مي‌گيرم او در جريان تصميم ازدواج من است و كمي زمان لازم دارم. من هرگز بدون ... نمي‌توانم زندگي كنم. زندگي بدون ... برايم مفهوم ندارد و دليلش به تصميم مجدد بر اين ازدواج را علاقه زياد دانست به من و ديگر اينكه گفت من با ...(همسر اول) زيست مي‌كردم ولي با ... معناي زندگي را مي‌فهمم و زندگي مي‌كنم.
ايشان خواست عاقدي به طور خصوصي عقد را جاري كند و ثبت با مراسمي در تبريز انجام شود. عقد دائم 3 دي 1381 با حضور والده اينجانب و عاقد با مهريه و شرايط مندرج در عقد نامه جاري شد. قابل ذكر است خانواده من مهريه و شرايط سخت قرار دادند كه اگر ترديد دارد و جدي نيست منحرف شود ايشان تمام موارد را پذيرفتند و صيغه عقد دائم انجام شد و تعدادي نيز عكس در مراسم گرفته شد كه ضميمه مي‌باشد. قرار بود بلافاصله عاقد مراحل لازم براي ثبت را انجام دهد تا در اسرع وقت ثبت شود. ولي 2 روز بعد از عقد ايشان از ثبت عقد منصرف شدند. شخصاً با عاقد تماس گرفتند و خواستند هيچ اقدام ديگري تا اطلاع بعدي ايشان انجام ندهند.
از ما 2 ماه فرصت جهت ثبت خواسته بودند. 2 ماه 4 ماه شد و روابط زناشويي ما به صورت طبيعي ولي پنهان بود. در اين مدت عدم اقدام ايشان براي ثبت ما را واداشت تا با حضور در اراك خانواده پدري او را مطلع كرده‌ و واسطه كنيم كه او را اخلاقاً ملزم به ثبت كنند كه متأسفانه در اراك با انكار شديد از جانب ايشان و تهديد به مرگ و زندان انداختن من و حتي خانواده‌ام و هتك حرمت از طرف خانم ... مواجه شديم. ايشان ادعا مي‌كرد كه حتي بازداشت‌هاي انجام شده كلاً توسط وي ايجاد شده و به همان سادگي خانواده من را نيز بازداشت مي‌كند و اين گفته‌ها از جانب ايشان با تجربه تلخ 36 روز بازداشت من، وحشت تكرار شرايط آن دوران، عدم اطمينان از امنيت جاني، روحي، فكري من و خانواده‌ام شده كه حتي ما از خريد روز مره و عادي عاجز كرده است. آقاي دكتر هم كه كاملاً منكر بودند كه اصلاً من به عنوان همسرش وجود دارم و مي‌گفتند كه هيچ نسبتي با ايشان ندارم و ما را متهم كرده بودند كه از جانب جايي براي خراب كردن موقعيت او و همسرش اين ادعا را داريم.
آنها عكس‌هاي عقد را ترفندي كامپيوتري و سند عادي ازدواج را ساختگي اعلام مي‌كردند. حتي مي‌گفتند كه من مقطعي در شرايط روحي و احساسي خاص بودم و حالا منصرف شدم. او بدون در نظر گرفتن شرايط آبرويي من و خانواده‌ام نه تنها با احساس من بلكه با آبروي من مثل عروسكي كه مقطعي برايش جالب و دوست داشتني بودم برخورد مي‌كرد. آن هم با زندگي واقعي و جدي من و امثال من... ايشان قاطعانه منكر زوجيت ما هستند.ما ارديبهشت سال جاري به دادگاه خانواده مراجعه كرده و دادخواست ثبت واقعه ازدواج را تحت شماره پرونده ... مطرح است به دادگاه تقديم نموديم.
بعد از اطلاع آنها از اين دادخواست، موانعي در روند پرونده ايجاد كردند از جمله: ‌انصراف و استعفاء وكيل سابقم از پيگيري و تعقيب پرونده كه مجبور شدم مجدداً وكلاي جديدي انتخاب كنم. و همچنين با تأخير افتادن پاسخ نامه‌اي كه به عنوان نيابت قضايي احضار عاقد به عنوان شهود به دادگستري تبريز ارسال و وقت احتياطي به تاريخ 26/6/82 مشخص شده بود و تاكنون نيز از قرار اطلاع پيوست پرونده نشده است. (نامه از تبريز برگشت خورده ولي...) خوشبختانه بنا به درخواست مجدد وكلاي اينجانب، عاقد قبل از فرا رسيدن وقت احتياطي شخصاً به دادگاه دعوت و نسبت به تأييد جاري شدن عقد دائم با صداق و شروط ضمن عقد اقدام نمود ليكن مجدداً 2 مرحله وقت احتياطي مقرر شده و در جلسه‌اي هم كه با آقاي دكتر ... سرپرست مجتمع قضايي ... داشتيم باز تغييري در روند پرونده ايجاد نشد و به موارد جزئي ماه‌‌ها پرونده به تأخير افتاد.
آقاي ... جلساتي با خانم ... و آقاي مهاجراني داشتند. آخرين وقت اعلام شده براي 2 اسفند و قبل از پايان رسيدن وقت بعد از 10 ماه قاضي پرونده خانواده اعلام نمودند دادخواست از نظر شكلي رد است و بايد به طرفيت خانم اول هم دادخواست داده مي‌شد. با شرايط خاصي كه ايشان دارند موضوع همه جا زبانزد شده و آبروي من در اجتماع تحت الشعاع قرار گرفته. و در اين شرايط بسيار خاص، ثبت واقعه ازدواج و ترك انفاق شكايت كيفري نمودم. چون از جانب تهديدهاي خانم ... اصلاً احساس امنيت نمي‌كردم و هر لحظه گمان مي‌كردم ممكن است تهديدها را عملي كند و خود دكتر نيز چندين بار گفته بود با رقيب خطرناكي طرف هستي، او خيلي بيرحم است حتي به راحتي مي‌تواند دستور قتل چندين نفر را صادر كند. مطرح كردن چندين بار اين مطلب باعث شد تا نسبت به عدم امنيت از جانب خانم ... نيز شكايتي بنويسم و اين پرونده تحت شماره ... در دادسراي ... توسط آقاي ... و آقاي ... پيگيري مي‌شود.
بنابه درخواست دكتر مهاجراني در جلسه‌اي كه توسط مرجع قضايي در دفتر ... برگزار شد ايشان خواسته بودند جلسه بدون حضور وكلاي اينجانب برگزار شود. در آن جلسه بعد از مذاكرات فراوان و ساعت‌هاي طولاني صرف وقت دكتر مهاجراني مجدداً منكر زوجيت ما شد و خانم ... نيز منكر تهديدهاي مكرر خود شد. آنها ادعاي صوري بودن عقد و عكس‌هاي مجلس عقد را داشتند.بعد از بحث در اين مورد دكتر مهاجراني ادعا كردند كه اين عقد دائم نبوده و صيغه يكساله بوده و خانم ... نيز مدعي بودند كه براي نجات خانم ... رضايت دادم جلسه عقد صوري با عكس‌هاي صوري انجام شود تا مداركي براي دادگاه ... ايجاد شود.
البته قابل ذكر است قبلاً نزد آقاي... در دادگاه ... اعلام كرده بودند كه من (اينجانب) عكس‌ها را با كامپيوتر براي جو سازي عليه آنها ايجاد كرده‌ام. ولي در آن جلسه در حضور آقاي ... دادستان محترم و آقاي ... و آقاي ... اعلام كردند با رضايت من عقد انجام شده و عكس گرفته شده. در پي آن جلسه بنابر اظهارات دادستان محترم قرار وثيقه (20 ميليون تومان براي آقاي مهاجراني و 10 ميليون تومان براي خانم ...) صادر شد و آنها پذيرفتند توسط بازپرس محترم شعبه ... سريعاً عاقد احضار شد و عاقد در محضر بازپرس مشروحاً در اظهارات خود صراحتاً ضمن تأكيد اجراي صيغه شرعي عقد دائم فيمابين دكتر سيدعطاءالله مهاجراني و اينجانب و همچنين تنظيم گواهي نكاحيه با رضايت كامل طرفين امضائات آقاي مهاجراني را نيز تأييد نمودند. صحت امضاء دكتر مهاجراني در عقد نامه توسط كارشناس منتخب بازپرس اعلام شد (گزارش كارشناس امضاء ضميمه مي‌باشد) نظريه كارشناس در تاريخ 22/10/82 به آقاي مهاجراني ابلاغ گرديد. ايشان پس از دريافت نظريه كارشناسي، مجدداً در خواست تشكيل جلسه بدون حضور وكلاي اينجانب در حضور دادستان محترم به من را نمودند.
در آن جلسه ضمن اعتراف و اقرار به صحت نكاح دائم و تأييد امضائات خود اعلام نمود من حاضرم با ايشان به طور مسالمت آميز صلح نمايم و پيشنهاد پرداخت مبلغ 50 ميليون تومان به صورت نقدي و غير نقدي (خريد منزل مسكوني و ايجاد شرايط مناسب و پرداخت هزينه‌‌هاي تحصيل تا مقطع دكتري در خارج از كشور) را نمودند. كه در مقابل اظهار نمودم من ادامه زندگي مشترك و طبيعي همانطوري كه برايم در طي اين مدت ترسيم كرده‌ را به هيچ وجه با منزل و يا هر موقعيت ديگري عوض نمي‌كنم. اين پيشنهاد بي‌شرمانه‌اي بود براي من كه خالصانه‌ براي زندگي جدي تن به اين ازدواج داده‌ام.
ايشان بعد از رد جدي من نسبت به اين پيشنهاد ننگين و ناراحتيم در قبال آن گفتند من ترا دوست دارم و مي‌خواهم با تو زندگي كنم. شرايط را هموار خواهم كرد و در اسرع وقت (تا آخر همان هفته 29/10) اقدام به ثبت واقعه ازدواج خواهم كرد. تا به طور آزمايشي براي يك سال زندگي كنيم با اين شرايط كه تعهد دهم كه بعد از آن طلاق بگيرم!!...) كه شرط را نپذيرفتم. بعد از آن جلسه تا اين لحظه اقدامي براي ثبت و شروع زندگي مشترك انجام نداده است. و در مقابل درخواست تغيير مهريه مندرج در عقد نامه را كرده‌ است!...
اكنون از آن مقام معظم و عاليقدر كه از بزرگان حوزه‌هاي اسلامي هستيد استدعا دارم دستور فرماييد ضمن جلوگيري از نفوذ اشخاص در تغيير روند قضايي پرونده‌هاي مطروحه نسبت به تسريح دركار نيز اقدام نمايند. از طرفي نظر به اينكه آقاي دكتر مهاجراني گذشته از رابطه غير اخلاقي كه با اينجانب معمول داشته و اينجانب را ابتدا در معرض تهمت‌هاي ناروا قرار داده همچنين حيثيت و آبرو و آسايش و آرامش خانوادگي اينجانب را به شدت به خطر انداخته است ايشان با عدم پذيرش ثبت واقعه ازدواج و امتناع از وظايف همسري (ترك انفاق و امتناع از وضايف معمول زندگي زناشويي) شرايط سخت زندگي را برايم ايجاد كرده است. بدين شرح كه:
به بازي گرفتن حيثيت خانوادگي و اجتماعي اينجانب
عدم ثبت واقعه ازدواج
عدم ايفاء وظايف همسري
انكار زوجيت بعد از علني شدن موضوع ازدواج
تهمت و بازي با آبروي اينجانب به منظور دفاع از خود
فريب در امر ازدواج در شرايط اول خواستگاري و انعكاس وضعيتي كه قصد ازدواج و زندگي دائم با اينجانب دارد و ابراز وفاداري در حديكه بيان نمودند بدون من نمي‌توانند لحظه‌‌اي زنده بمانند و بدون من به ادامه زندگي فكر نمي‌كند.
پس از تقويم دادخواست و اعلام شكايت كيفري پيشنهد طلاق با دريافت يك صد ميليون تومان كه 50 ميليون به صورت آپارتمان و 50 ميليون بورس ادامه تحصيل تا مقطع دكتري و تأمين شغلي)
تهديد جاني و عدم امنيتي از طرف خانم ... و حمايت و مشاركت آقاي مهاجراني براي ايجاد فضاها و جريانات پيش آمده.
ايشان هنوز هم به عنوان يكي از مسوولان رده بالاي نظام اسلامي مي‌باشد.
اينجانب استدعا دارم:
توسط حضرتعالي يا به واسطه به وي تذكر داده شود كه اين مشكل را قبل از مطرح شدن در اذهان عمومي به شكل خدا پسندانه و عادلانه حل و فصل نمايند. و اينجانب را كه هنوز هم قاطعانه قصد ادامه زندگي با ايشان را دارم از بلاتكليفي خارج نمايد.
ضمن رعايت انصاف و عدالت ترتيبي اتخاذ فرمايند كه روند رسيدگي قضايي پرونده بر اساس موازين قانوني طي شده و از نفوذ اشخاص جلوگيري شود تا اينجانب به حقوق حقه خود برسم.
دادخواست تقديمي ثبت و اقدام ازداج به طرفيت آقاي دكتر مهاجراني تهيه گرديده است و بر اساس قوانين موضوعه مي‌باشد كه متأسفانه ... عليرغم گذشت 10 ماه پس از احضار عاقد و اخذ اظهارات ايشان و انجام تحقيقات لازم بدون رعايت تشريفات قانوني به صرف اينكه همسر اول دكتر را طرفيت دعوي قرار نداده‌ام دادخواست را از نظر شكلي رد كرده‌ است كه تقاضاي عاجزانه دارم نسبت به بررسي تخلفات انجام شده دستور لازم را مبذول فرماييد.

با احترام فراوان ...

نقل از:

http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=1257  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 12:4  توسط رضا عبدالله  |